ارسال شده توسط khashayar در می 13, 2008
اینکه روزها و هفته ها و بلکه فصل ها و سالها به سادگی با نوشتن یا خواندن یا هر کار بظاهر معصومانه ای موذیانه طی می شوند کمی تا اندازه ای ترسناک است. آیا می شود با زمان رذیلانه تر رفتار کرد؟
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 13, 2008
من که هنوز مشغول نوشتن هستم ولی اگر وقت کنم شاید یک سر هم بروم این نمایشگاه عکس مه ۶۸ پاریس که تا آخر ماه در دانشگاه برقرار است. حقیقتش ترجیح می دهم به یک نمایشگاه عکس درباره ایران بروم. سال پیش در موزه هنرهای تجسمی دانشگاه کیارستمی نمایشگاه عکس و اینستالیشن داشت ولی خیلی پاستوریزه و انتزاعی بود.
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 9, 2008
این گزارش بی بی سی در مورد رانده شدن س ک س به حیطه مواد و الکل خیلی جالب است. مشاهدات و مصاحبات اتنوگرافیک (!) من هم این قضیه را تایید می کنه. چرا س ک س در زندگی روزمره اکثر جوانان و دانشجو های اینجا انرژی و لذتش را از دست داده و ملت فقط به کمک مواد می توانند حال کنند؟! فکر کنم زندگی س ک سی بدون مواد به موضوعی تاریخی در متون انسانشناسی صد سال آینده تبدیل می شود، درست همانطور که ادیان اولیه موضوع نوستالژیک این رشته بوده است! ژان بودریار مرحوم می گفت س ک س در آمریکا همه جا هست و هیچ جا هم نیست! روحش شاد که ببیند وضعیت اروپا هم الان بهتر نیست. این خبر هم درمورد دستگیری حدود صد نفر دانشجوی دلال کوکایین در دانشگاه دولتی سن دیه گو تایید دیگری بر مشاهدات میدانی من است. یکی از تبعات س ک س در حال مستی احساس ندامت و انزجار از آن است یا بقول همین گزارشFeeling regretful . بنظر می رسد که حل شدن سوپر ایگو در الکل (بقول فروید) اثر موقتی و معکوسی دارد و بعد انتقام خود را خیلی شدید می گیرد و اتفاقا این انتقام دیگر به اسم مذهب و خانواده و اخلاقیات مشخصی نیست و به همین دلیل هم تحلیل آن در دنیای سکولار خیلی سخت و در عین حال جالب می شود (قسمتی از کار ژیژک معطوف به نقدجدید روانکاوانه با تاکید بر نقش لذت گرایی است) .
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 9, 2008
حافظ: غبار راه طلب کیمیای بهروزیست.
ganjoor.netمجموعه عظیمی از شعر کلاسیک فارسی با قابلیت لینک کلمات به دایرة المعارف دهخدا. کار یک مهندس نرم افزار ایرانی. دمش گرم.
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 9, 2008
لبنان داره قاراشمیش می شه….
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 5, 2008
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 5, 2008
با این همه مقاله عقب مانده مصاحبه لری کینگ با مایکل مور را دارم می بینم. خیلی خوب حرف می زنه. در جواب به اینکه نظرت راجع به صحبتهای کشیش اباما چیه، خیلی راحت می گه من به عنوان یک مرد سفید حق قضاوت ندارم. راجع به زنها هم همینطور. کارش خیلی درسته!
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 3, 2008
راننده اتوبوس سر هر ایستگاه خالی نگه می دارد و سریع پیاده و سوار می شود. دقت می کنم می بینم که از سطل زباله هر ایستگاه قوطی خالی نوشابه جمع می کند که دانه ای چند سنت بفروشد…
از تنها دانشجوی undergrad ایرانی که در میهمانی آخر سال دانشجویان آمده است می پرسم که آیا می خواهد برای دکترا تقاضا بدهد، می گوید شاید ولی اول می خواهم حقوق بخوانم…
نوشته شده در Uncategorized | 3 Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 2, 2008
این هم نکته آخر ترمی: وقتی آدم به زبانی بغیر از زبان مادری اش می نویسد خیلی اوقات متوجه نیست که زبان مادری چطور خودش را موذیانه و مصرانه حفظ می کند، خصوصا برای ما ایرانیها. یکی از تفاوتهای مهم انگلیسی با فارسی تاکید آن بر جملات کوتاه و صاف و ساده است. حتی زبان فرانسه با توانایی ربط دادن بی نهایت شبه جمله( نثر مارسل پروست هیچ وقت به انگلیسی معنا نمی دهد) از این لحاظ خیلی نزدیکتر به فارسی است. از این لحاظ بشدت باید مواظب جملات بلند خصوصا در نوشته های آکادمیک بود. قانون طلایی من در این رابطه این است: Break the sentence in as short and as many as possible.
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »
ارسال شده توسط khashayar در می 1, 2008
امیدوارم این پست به درد معدود خوانندگان دانشگاهی ام بخورد. امروز رفته بودم جلسه بحث و گفتگو بین دانشجویان دکترا و مسولان دپارتمان. خدا را شکر که دیدم فقط من نیستم که می بینم چطور اسم فوکو و دریدای بدبخت می تواند محملی شود برای بی تفاوتی و بی غمی اگر نه استبداد و نژادپرستی. عده زیادی به دلایل مختلف نیامده بودند ولی از آن عده ای که آمدند تقریبا تمام اقلیت ها از جمله نژادی، زبانی، جنسیتی و غیره به شدت شاکی بودند از اجحاف و بی عدالتی که تحت لفافه های روشنفکری در زمینه های گوناگون آکادمیک در جریان است (یک نفر حتی اسم فوکو را در همین رابطه برد که گناه کبیره در جایی محسوب می شود که زمانی قرار بوده خانه دانشگاهی دوم فوکو شود). بقدری تجربیات خیلی ها تلخ بود که رییس دپارتمان عملا به گریه افتاد از شنیدن دردو دل های بچه ها(یک مورد خیلی کوچکش را که خودم دیدم قبلا راجع به اش نوشته ام) . و تازه این دپارتمان و دانشگاهی است که به آزادی خواهی و عدالت طلبی در آمریکا و جهان معروف است. دپارتمان های دیگر و غیر علوم انسانی که هیچ اصلا این فکر شاید به ذهنشان خطور نکندیا اگر بکند جرءت ابرازش را نداشته باشند. از طریق دوستانم هم می شنوم که وضع در دانشگاه های دیگر خیلی بدتر است. حالا صحبت این دانشگاه و آن دانشگاه نیست. نکته مهم به نظر من ارزیابی و تامل در اهداف و اولویت هاست. من اعتقاد ندارم که چون ما دانشجو هستیم پس باید همه سعی و تلاش اکتیویستی مان را به بهبود وضع دانشگاه اختصاص دهیم و به بقیه دنیا و ایران کار نداشته باشیم. نه هر کدام از ما زندگی های چندگانه ای داریم. هر چند معتقدم که برای بهبود وضع دانشگاه هم مسءولیم. ولی شاید مهم تر از همه این باشد که با شرکت و تامل در اینگونه جلسات و فعالیت هایی از این قبیل به محدودیت و ناکارآمدی آن چیزهایی که اینجا به عنوان راه حل مشکلات برای بشریت و کاینات پیشنهاد می شود (اگر چون وحی منزل ادعا نشود!) پی ببریم تا بعد از دوران دانشگاهی یا خارج از دانشگاه آنرا چماقی نکنیم بر سر محروم تر از خودمان.
نوشته شده در Uncategorized | No Comments »