اولین نقد قوی در بخش اندیشه رادیو زمانه
Posted by khashayar on August 25, 2007
مطالب بخش اندیشه رادیو زمانه اغلب نوشته های سریالی یکی دو نفر آدم عصبانی از جمهوری اسلامی است که با یدک کشیدن عنوان متفکر و پژوهشگر”فحش اندیشمندانه” می دهند. اسامی و مقالات اغلب خنده دارشان هست و احتیاجی به معرفی ندارند. اما امروز نقد قشنگی خواندم بر نوشته های شتابزده و سطحی گنجی علیه شریعتی. چند وفتی است که گنجی در حال شریعتی شکنی است .کاری به کل قضیه فعلا ندارم. شاید بعدا درک خودم را از شریعتی بنویسم. سال گذشته یکی دو کار از شریعتی را به خواسته استادم و کنجکاوی خودم در کلاس پست کلنیال سابجکتیویتی معرفی کردم ولی هنوز نمی توانم ادعای آشنایی کامل با کارهای او را داشته باشم .
ولی چیزی که نوشته محمود دلخواسته را متمایز از نوشته های ملایان سکولار رادیو زمانه می کند درک روشن او از واقعیات اجتماعی خارج از ایران است . عجیب است که نه فقط گنجی که فعلا تازه نفس است بلکه بسیاری از مهاجران ایرانی ساکن اروپا و آمریکا انگار در فضا یا بهشت برین سیر می کنند و مثلا “قدرت – جنسیت” را تنها در ایران قابل نقد می بینند. حالا از تفکر ساده لوحانه “قدرت بد است” که بگذریم، انگار این افراد بعد از سالها زندگی در کشور میزبان و تجربیات گوناگون شخصی هنوز ذره ای از تفکر سیاه و سفید خود را خاکستری نکرده اند . خارج از کجفهمی نظری این نویسندگان که مثلا راه به راه از فوکو نقل قول می کنن (از جمله خود گنجی ) بدون آنکه اصلا فکر کردن به سبک او را یاد گرفته باشند، من یک سوال ساده دارم که آی مردم متفکر و مبارز راه دموکراسی (!) ، شما چطور راجع به کوچکترین مسایل ایران حساسید و لی حاضر نیستید ذره ای نسبت به جامعه میزبان کنجکاوی بخرج دهید؟ (و این شامل دانشچویان و دانشگاهیان “فرهیخته ” و “فعال اجتماعی” هم می شود ).
علاوه بر مطرح کردن شکل گیری های خاص قدرت -جنسیت در خارج از ایران ، نقد محمود دلخواسته سوالات خیلی جدی را پیش می کشد که فکر کردن نسبت به آنها خودش بهترین عمل به میل اخلاقی است و صوابش صد هزار بار بیشتر از”افشا گری” حقوق بشری و شبه فمینیستی است… و مهم ترین آنها از نظر من اینکه تعریف سکولار حیطه خصوصی و عمومی مثلا در رابطه با ازدواج و تک همسری بری از پیشفرض های جنسیتی نیست علی رغم ظاهر قضیه، بلکه انواع این تعاریف همواره در بستر خاصی از تبادلات اجتماعی شکل می گیرند و نه در فضای انتزاعی . همین قضیه درباره حقوق مذهبی شهروندان هم صادق است که برعکس اعتقاد عامه حکومت سکولار به شدت به پیشفرضهای مذهبی احتیاج دارد تا خودش را غیر مذهبی یا “سکولار” تعریف کند که نمونه ها ی مختلفش را هم در اروپا و آمریکا می توان دید . شاید در اینباره بعدا بیشتر بنویسم. من تقریبا از دوباره نوشتن نا امید بودم که شجاعت محمود دلخواسته دلگرمی ام داد . از این لحاظ باید سپاسگذارش باشم.