“فاشیست مادر قحبه” : زیرزمین ، ژیژک و جنگ های جاهلانه ما
Posted by khashayar on December 27, 2007
وقتی این وبلاگ را شروع کردم برای خودم گفتم که نه افشاگری صرف به تفکر انتقادی می انجامد و نه سکوت و بی خیالی. حالا دیگه داره واقعا گندش در می آید تا جایی که من ناچارم این چند کلمه را بگویم تا شاید “گشایشی” شود و شاید افراد کمتری به این ” جنگاوری جاهلانه” بپیوندند:
امیر کوستاریتسا کارگردان مشهور فیلم کنایه آمیزی داره از تاریخ چند دهه اخیر یوگوسلاوی ( سابق) به نام زیرزمین یا Underground. زیرزمین پناهگاهی برای گروهی از مردم شاد، ساده دل و سخت کوش یوگسلاوی است که تن به اشغال بلگراد توسط آلمان نازی نمی دهند و مبارزه نظامی را در کمال بی خبری تا مدتها بعد از سقوط نازی ها و ظهور کمونیسم ازداخل همان زیرزمین و با عشق و ایمان ادامه می دهند. مارکو و بلکی ، دو دوست صمیمی اند که رهبرمحلی جنبش مقاومت علیه نازیها می شوند. مارکو که زرنگتر است زن لوند بلکی را ازچنگش در می آورد، به حزب باد می پیوندد و به بهای زندگی مشقت بار همرزمانش در زیر زمین به عیش و نوش بر روی زمین مشغول می شود. رهبردیگر، بلکی، که تیپ شخصیتی اش به جاهل های با معرفت فیلمفارسی بی شباهت نیست، تا سالهای سال مشتاقانه و غافلانه مردم زیرزمین را به ساخت اسلحه و تحویل آن به دوستش بر روی زمین تشویق می کند تا اینکه یک روز دیوار زیرزمین بر اثر حادثه ای خراب می شود و ….
در اواخر فیلم بلکی را می بینیم که پیر شده و تنها پسرش را هم فدای مبارزه علیه “فاشیست های مادرقحبه” کرده ولی همچنان رهبر شورشیان را در جنگ های داخلی بالکان بر عهده دارد. از بلکی درحالیکه به توپخانه فرمان آتش می دهد و همچنان زیر لب می گوید “فاشیست های مادر قحبه” می پرسند که ارتش تحت فرمانش علیه چه گروهی می جنگد؟ بلکی جواب می دهد که ما فقط جنگش برایمان مهم است!
حالا چرا فیلم Underground را به حسین درخشان وفیلسوف یوگسلاوی الاصل یعنی اسلاوی ژیژک ربط می دهم. چون اولا حسین یا همان بلکی مبارزچند وقتی است که در وبلاگش فقط می خواهد “صادقانه بجنگد” تا وظیفه اخلاقی، سیاسی و روشنفکرانه اش را به بهترین وجهی انجام داده باشد . ” صادقانه” چون من درپی متهم کردن او به اتهامات حقوق بشری یا از آنطرفش امنیتی و سیاسی نیستم. قضیه خیلی فراتر از اینهاست چون با یک نگاه می شود دید که حسین در این “زیرزمین” فکری تنها نیست، از مجاهدین خلق گرفته تا سلطنت طلبهای لس آنجلس و حتی فعالان حقوق زن اکثرا جنگ “زیرزمینی” را معادل تفکر انتقادی وعمل سیاسی می دانند . ولی چرا؟
از اقبال خوش من و شاید همو، اینبار(لینکدونی 21 دسامبر) حسین زده به خال و کسی را به تفکر جنگ طلبانه ضد ملی متهم کرده که خودش صریحا طرز فکر “جنگ زیرزمینی” را مردود و ساده لوحانه می داند. هرکسی که در حد خواندن اخبارروزمره زبان انگلیسی بداند با خواندن این مقاله از اسلاوی ژیژک ( لینک از خود حسین) متوجه می شود که کاملا بر خلاف اتهام حسین، نویسنده از حمله ناتو به کشورش پشتیبانی نمی کند بلکه از اساس با بن بست ” یا جنگ آزادی بخش یا از دست رفتن حقوق بشر” مشکل دارد و هر دو را دو روی یک سکه می داند. ولی مهمتر آنکه ژیژک برای اینکه نشان دهد چطور این دو گزینه حاصل معادلات سیاسی منفعت جویانه سرمایه داری هستند، بجای شعار متناقض تقبیح جنگ خیر خواهانه و طرفداری از حقوق بشر، که دچار بن بست منطقی اخلاق انسانگرایانه است، استدلالش را بر مبنای فلسفی و اخلاقی کاملا متفاوتی مطرح می کند (مبنای اخلاقی شرو خشونت). اگرحسین مسولیتی ورای “افشاگری” برای خودش قایل بود و به حرفهای متهمانش اندکی توجه می کرد (مثلا استدلال بظاهر منطقی آرش نراقی دردفاع از دخالت نظامی بشر دوستانه) آنوقت تعهد سیاسی فیلسوف درجه یکی مثل ژیژک و عمق تفکر انتقادی اش برایش الگو می شد و خط مشی متفاوتی را درپیش می گرفت. ولی برای حسین و خیلی های دیگر چه از طیف حقوق بشری و چه از طیف چپ گرای ضد استعماری یا ملی گرا یا حزب الله ای یا مارکسیست یا سلطنت طلب مهم فقط این است که بجنگند! باروت عاطفی این جنگ هم یا با عکس ها و خبرهای بد رفتاری و شکنجه و غیره و ذالک فعالان داخل ایران تامین می شود یا با مدارک وابستگی مالی یا خیانت سیاسی ایرانیان خارج از کشور. البته هم که طبق همین فضای جنگ “زیرزمینی”، ژیژک هم می شود یک “فاشیست مادر قحبه” دیگر در کناربقیه لیست اعدام که باید علنا علیه شان اعلام جرم سیاسی، ملی، امنیتی، حقوق بشری و بین المللی کرد تا معنای تفکرحقوق بشری- ضد استعماری-مارکسیست-اسلامییست-فمینیست را بفهمند ! بعد از ژیژک هم حسین (لینکدونی 23 دسامبر) رفته بلافاصله سراغ جودیت باتلر دانشگاه خودمان که بیاید بت شکن این نبرد شود، حالا بماند که باتلر خودش دوست ژیژک است و احتمالا به فرمان حسین باید در دوستی اش با این فیلسوف “ساده لوح ناتو دوست ضد ملی گرا” تجدید نظر کند! شاید در کل اینها خیلی مهم بنظر نرسند ولی بد بختانه من در زندگی دانشگاهی ام در اینجا دانشجویان ایرانی با سواد و با استعدادی را سراغ دارم که از ترس گرفتار شدن در باتلاق “صادقانه” فعلی از خیر علوم انسانی و تفکر انتقادی گذشته اند و رفته اند دنبال یک کارو کاسبی امن و امان و صحنه را سپرده اند به “ملت همیشه در صحنه”. امیدوارم روزی بیاید که توپخانه “زیرزمینی” حسین و همرزمانش با درک خودشان و نه از ترس توپخانه دشمن (شکایت دشمنانشان) به توپخانه فکری و انتقادی تبدیل شود. تا آن زمان من شدیدا حق را با باتلر و ژیژک خواهم دانست که می گویند میراث سرمایه داری چیزی نیست جزهمین جنگ “زیرزمینی” پایان ناپذیر : “فاشیست مادر قحبه”!
sevda said
هنر برای هنر .
….
جنگ برای جنگ.
اصلا هر چیزی وقتی بی غرض باشه .چه مادی چه معنوی اصیل تره. و هیجو قت منحرف نمی شه. خصوصا عمل
عمل نباید به کثافت اندیشه آلوده بشه و اونهم عملی به قداست مبارزه.انقدر قدسی هست که به قول ابن عربی ( انگونه که راجع به ذات اقدس می فرماید)اینقدر منزه هست که باید منزه از اندیشه باشه.
sevda said
“فاشیست مادر قحبه”
اش را جدا گانه کامنت می گذارم . می ترسم از تر دامن شدن مقدسات.
saman said
in hossein derakhshan aslan dakhele adam hast ke dar moredesh chizi minvisi?
joojoo said
اصلا نفهمیدم فعالان جنبش زنان رو چه جوری کردی تو اون زیر زمین؟ البته کلیت ایده مناسب بود
Unknown said
So how do you interpret this part of Zizek’s essay where he praises the very fact of humanitarian intervention, if it is honest and not just a mask for protecting political and economic interests?
“Is it not comforting to see the NATO forces intervene not for any specific economico-strategic interests, but simply because a country is cruelly violating the elementary human rights of an ethnic group? Is not this the only hope in our global era – to see some internationally acknowledged force as a guarantee that all countries will respect a certain minimum of ethical (and, hopefully, also health, social, ecological) standards?”
khashayar said
He is putting the question of humanitarian aid on the table so that he can deconstruct its premises later. Do you always skim philosophical articles like journalists??!