IronicIranian

A Journal of Ironies of My Life

معتزله و مولوی و کانت : دکتر سروش و تقلیل تاریخ های تاویل به تاریخ روشنگری

ارسال شده توسط khashayar در مارس 8, 2008

این را به مناسبت بالاگرفتنمصاحبه اخیر دکتر سروش و هیاهوی اطراف آن می نویسم : من نه مخالف معتزله ( مکتب کلامی که به تعبیری عقلگرا بوده است) هستم و نه دشمن خونی فیلسوف نابغه ای مثل کانت. مولوی را هم بیشتر از هر شاعر فارسی زبانی دوست دارم و می خوانم. بعلاوه هیچ خصومتی هم با دکتر سروش ندارم و اتفاقا یکبار که در سکرمنتو سخنرانی راجع به مسایل مهاجران و مدرنیته داشت ملاقاتش کردم. ولی بشدت مخالف کنار هم گذاشتن همه اینها در پروژه اصلاح گری دینی سروش هستم مگر آنکه از چند و چون این ربط دادن و از بستر گفتمانی چنین پروژه ای سوال شود. اینکه معتزله قرن چهار و پنج هجری چطور با مولوی که پای استدلالیون را چوبین می دانست به پیشواز کانت و الاهیات پروتستان می روند تا همه یکصدا نشان دهند که” قران تا حدودی محصول شرایط تاریخی و شخصیت شاعر مآب آورنده اش بوده است” نه نشان از نوآوری دکتر سروش بلکه نشان از اسارت فکری وی در مکتب قرن نوزده تاویل انجیل به سبک پروتستان هاست. باز هم من با تاویل پروتستان انجیل هیچ دشمنی ذاتی ندارم ولی از این ناراحتم که به جای کند و کاو در تاریخ تفسیر قران و نشان دادن تفاوت ها یا شباهت هایش با سنن دیگر تاویل چه در اسلام و چه در دیگر ادیان چرا مافقط بدنبال تقلیل این تاریخ و “روشنگری نمایی اش” هستیم؟ چرا کلاه فکری به این بزرگی را خودمان باید سر خودمان بگذاریم ؟ به جای آنکه مثل آرامش دوستدار رازی را ولتر ایران جا بزنیم یا به سبک سروش مولوی را شلایرماخر( از بنیان گذاران تاویل پروتستان) اسلام جلوه دهیم چرا نمی خواهیم رازی یا معتزله را برای خودش و زمانه اش بخوانیم و بفهمیم؟ پس کندو کاو این تاریخ فراموش شده وظیفه یا کار کیست؟ مسولیت این فقر فکری با کیست؟ بیاییم  کمی اصلاح گر یا کنش گر نباشیم !
برای علاقمندان به تاریخ تاویل در مسیحیت کتاب فوق العاده و کلاسیک هانس فرای به نام “افول روایی انجیل” یا The Eclipse of Biblical Narrative را توصیه می کنم که نشان می دهد تاویل و تفسیر انجیل چه سرگذشت پر نشیب و فرازی را طی کرده تا در قرن نوزدهم به تاویل تاریخی-ادبی متالهین پروتستان منتهی می شود (روشی که سروش از آن بشدت متاثر است).
eclipse.jpg

5 نظر تا “معتزله و مولوی و کانت : دکتر سروش و تقلیل تاریخ های تاویل به تاریخ روشنگری”

  1. qolang می گوید:

    تو اصلا معلوم هست چی میگی داداش؟ اصلا کتاب های آرامش دوستدار رو خوندی؟ همین بیا تو وبلاگ در ده خط نوشته پنجاه تا ادعای گنده بکن یه ویدیوی ژیژک ام بزن ور دل اش احساس خوبی نسبت به خودت پیدا کن. “ناراحتم که به جای کند و کاو در تاریخ تفسیر قرآن فلان و بهمان” شما ژاندارم مقولات هستید؟ مراقبید به مقولات درست پرداخته شود و از مقولات غلط پرهیز شود؟ آرامش دوستدار رو هم اون وسط به خیال خودت تنبیه کردی که نه سیخ و نه کباب؟
    ماشالا ماشالا ادامه بده همینجوری

  2. khashayar می گوید:

    داداش من از آرامش دوستدار امتناع فکر در فرهنگ دینی را خوانده ام و از سروش نظریه قبض و بسط شریعت. شرمنده که نمی دانستم که قبلا باید از شما اجازه می گرفتم! ولی اگر دوست داشتی بیشتر فکر کنی می توانم برایت خواندنی های بیشتری معرفی کنم.

  3. sibil می گوید:

    Qolang is being unreasonably rude and arrogant! I personally think you are have a valid point and one could certainly look at the reactionary connections and look at the discursiveness of both narratives (Doostdar’s and Soroush’s) as it relates to “West” (the different degrees of self-orientalization in Doostdar’s work as well as Soroush’s). I am not entirely sure what has causes Qolang’s anger: the fact that you are introducing “good reads” or the fact that you have mentioned Doostadar’s name without paying enough respect! My god kaveh jan, you are annoying sometimes!

  4. khashayar می گوید:

    Yes Nazli, and either ways we have become “Conscripts of Modernity” to use David Scott’s term, or as you put it aptly subjects of orientalization. For the same reason, criticizing Soroush and Doustdar together is the ultimate necessary sin that we should commit ourselves to!

  5. sibil می گوید:

    My god, No wonder Qolang thinks I was high when I wrote the previous comment, my writing is shit! I was dead tired and high from walking in a snow storm!

يك پاسخ برايش بگذاريد

XHTML: شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>