IronicIranian

A Journal of Ironies of My Life

گفتمان حقوق بشر حکومتی ترین گفتمان مدرن است

Posted by khashayar on May 27, 2008

وقتی با فعالان حقوق بشر ایران صحبت می کنی اولین و آخرین افتخارشان این است که حکومتی نیستند چون حاضرند زندان بروند و مجازات بشوند بخاطر فعالیتهایشان و مرجعشان هم جایی به اسم سازمان ملل هست که وابسته به هیچ دولتی نیست. ولی اتفاقا فعالان حقوق بشر تا مغز استخوانشان حکومتی هستند حتی بیشتر از مقامات رسمی دولت . برای مثال بیاییم یک نگاهی به بیانیه کنفرانس حقوق بشر سن حوزه بیندازیم (از اشخاص هم می توانم مثال بیاورم ولی نمی خواهم بحث شخصی شود). این بیانیه اینطور شروع می شود:

در چهار دهۀ گذشته، ایرانیان معترض به استبداد حاکم بر کشور، در افشای نفی و نقض حقوق بشر فعال بوده ودر جلب توجه جهانیان به ماهیت ضد دموکراتیک عناصر ومنافع مسلط بر ایران دست آوردهای قابل تقدیری داشته اند.

پس حقوق بشر همان مبارزه با چیزی به اسم استبداد حاکم بر کشور هست؟ دست آوردهایش هم جلب توجه جهانیان است؟ آنوقت پیامدش مگر چیز غیر از این باید باشد:

با وجود این تحول امید بخش، هنوزتعدادایرانیانی که بطور مستمر و مشخص برای ترویج فرهنگ حقوق بشر کوشش میکنند اندک است و بندرت دیده میشود که برخورد با وضعیت حقوق بشر در ایران از محکوم کردن رژیم و متهم کردن صاحبان قدرت به شقاوت و قانون شکنی فراتر رود.

بعدش:

در دو دهۀ اخیر، پژوهشگران ایرانی و غیر ایرانی تحقیقات بد یع و بارزی در باره وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر کرده اند که توجه ناظرین بین المللی را جلب نموده ولی ایرانیان مقیم خارج به اینگونه مطالعات توجه کافی نداشته اند.

کدام تحقیقات بدیع و بارز؟ کدام مطالعات؟ پس چرا من دانشجو در یکی از بهترین دانشگاه های دنیا بزور می توانم یک کار بدردبخور راجع به حقوق بشر در ایران پیدا کنم؟ حالا جالبتر هم می شود:

هدف جمعیت ایرانی حقوق بشر در شمال کالیفرنیا در برگزاری این سمینار طرح بحثی گسترده و فراجناحی(non-partisan) در باره وضعیت حقوق بشر در ایران و کندوکاو چالشهائی است که در برابر فعالان حقوق بشر قرار دارد. واژه (non-partisan) که ما فعلا آن را فرا جناحی ترجمه کرده ایم در جوامع باز به بینش و عملکرد مافوق مواضع و تمایلات خاص ایدئولوژیک اطلاق میشود. فراجناحی بودن در رابطه با حقوق بشر به معنی بیطرفی، غیر سیاسی و یا غیر ایدئولوژیک بودن نیست، بلکه مفهوم آن بر این فرض استوار است که در رابطه بین مردم و دولت و نیز در روند تکامل و تعیین معیار ها و ارزشهای حاکم بر زندگی انسانها، تصمیمات حقوقی و مدنی باید متاثر از اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد.

خب معنای سیاسی و به قول شما فراجناحی این حکم که تصمیمات حقوقی و مدنی باید متاثر از اصول مندرج در اعلامیه جهانی حقوق بشر باشد در وضعیت فعلی یعنی چه؟ (مثال نقضش را در پست قبلی درباره دفاع از حقوق مهاجران آمریکایی نوشتم که اتفاقا در جامعه باز هم هست!) بازهم تعمیم جمله قبلی بدون هیج توضیحی:

برگزارکنندگان سمینار بر این باورند که نهضت نوپای دموکراسی ایران نیاز مبرمی به اشاعه اهمیت سیاسی و اجتماعی بینش و رفتار فراجناحی با مسائل و مقولات حقوق بشر دارد.

ولی اصل کار اینکه:

البته بر این نکته باید تاکید کرد که در هنگام دفاع از قربانیان نقض حقوق بشر در قلمرو سیاسی و اجتماعی و یا برخورد با تبعیضات قضائی توجه ما به نهاد های حکومتی و مسئولین دولتی معطوف خواهد بود، ولی وقتی که سخن از اصول حقوق بشر و یا شکستن تابوها و عادات تبعیض آمیز سنتی به میان میاید، ضروری است که بحث با نگاه انتقادی به خویش و جامعه ایران توأم باشد.

این پاراگراف آخر هزار صفحه جای تامل دارد. میشل فوکو معتقد است که حکومت مدرن را در سه محور باید جستجو کرد. محوراول محور حاکمیت هست یا همان دستگاه سیاسی و قضایی و حقوقی که ما بعنوان دولت می شناسیم و در اینجا هدف انتقاد حقوق بشری قرار می گیرد. محور دوم تکنولوژی های جمعیتی مثل آمار و بهداشت عمومی است . و محور سوم انظباط است یعنی رژیم های گفتمانی فرهنگی، روانی، بدنی و جنسی که حکومت (به معنای عمومی اش ) را در افراد درونی و تقویت می کنند. محور سوم یا حکومت فردی در اینجا یعنی کدام رفتار فردی یا جمعی در ذهن و بدن و امیال من ایرانی سنتی و امل است و باید من در مدرن شدنش بکوشم. این سه محور الزاما در عمل با هم همخوان نیستند ولی در یک زمان و در تعامل با هم بکار می روند. مهم اینکه هر سه اینها از نظر فوکو حکومت هستند یا Governmentality. چیزی که در پارگراف بالا می بینیم در واقع کنار هم گذاشتن محور یک و سه حکومت هست بعنوان هدف فعالان حقوق بشر. در این معنا پروژه حقوق بشر یک پروژه کاملا حکومتی است صرفنظر از نزدیکی یا خصومتش با دولت کشوری خاص. ولی حکومتی بودن این پروژه به معنای ذات خوب یا بدش نیست. بحث من است که گفتمان حقوق بشر تا مغز استخوان محصول همان قدرت سیاسی است که در درون دولت ها هم جاریست. از این منظر دولتی بودن یا نبودن پروژه حقوق بشر هیچ فرقی در حکومتی بودن آن نمی کند. معادل های انگلیسی را تکرار می کنم چون تمایز بین آنها اینجا خیلی مهم می شود.

Sovereignty :حاکمیت Governmentality: حکومت Discipline:انظباط State:دولت رفرنس فوکو: Society Must be Defended صفحات سی تا پنجاه.

4 Responses to “گفتمان حقوق بشر حکومتی ترین گفتمان مدرن است”

  1. مریم said

    جمله آخر اصلا مفهوم نیست. حکومت را به جای governmentality گذاشتی؟ بعد آن وقت دولت به جای چیست؟ جمله آخر دچار تراکم اطلاعات است بدون اینکه کلمات کشش آن را داشته باشند. ببخشید ها!

  2. khashayar said

    جمله آخر که خیلی ساده است؟ معادل ها را اضافه کردم.

  3. مریم said

    دقیقا به دلیل سادگی اش کل جمله تحمل بار چکشی معنا را ندارد. البته شاید از دید خواننده کاملا غوطه در این نوع متن ها آسان فهمیده شود. ولی چون تو سردر وبلاگت نزده ای که فقط با اهل فن حرف می زنی بنده جسارتا عرض کردم. همین جا بحث زبانی را پایان می دهیم که از اصل حرف دور نشویم.

  4. من من کله گنده said

    به نظرم آخرش بیشتر داری با کلمه بازی می‌کنی. ولی اصل حرفت درست است که اگر اینها واقعا دنبال بهتر شدن زندگی آدمها و احترام و دیگنیتی آنها بودند، هدفشان فشار آوردن جهانی روی حکومت ایران نبود. بلکه برعکس، با همین دولت وارد تعامل می‌شدند و به آن کمک می‌کردند که همان حقوقی را هم که در قانونش به شهروندانش داده بهتر رعایت کند. ولی اینها هرگز چنین تعامل نکرده‌اند و اصولا تمام مشروعیت‌ شان را به پرهیز از همین تعامل می دانند. خودمانی اش اینکه اتفاقا اینها پروژه شان کاملا دولتی است و نه حکومتی. چون هدفشان دولت ایران است، نه شهروندان ایرانی.

Leave a Reply

XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>