IronicIranian

A Journal of Ironies of My Life

اندر به شهادت گرفتن تاریخ جنگ ایران و عراق برای تقابل ملت و دولت

Posted by khashayar on May 30, 2008

این حمله دیروز گلن بک بود به اشتباه اباما بهنگام تعریف کردن خاطرات جدش در جنگ جهانی دوم : استدلال گلن بک این بود که حالا خیلی اهمیت ندارد که اباما اسم بازداشتگاهی را که در پایان جنگ توسط آمریکایی ها ( از جمله برادر پدربزرگ اباما ) آزاد شد را اشتباه گفته است ، همه از این نوع اشتباه ها می کنند. ولی اگر اباما واقعا خاطرات خانواده اش از جنگ جهانی دوم را جدی می گرفت حالا نمی گفت که با احمدی نژاد باید مذاکره کرد چون همه می دانیم که او هم مثل هیتلر می خواهد یهودی های دنیا را نابود کند. حالا بحث من دفاع یا نقد احمدی نژاد نیست هر چند می دانم که منظور احمدی نژاد هم این نبوده است. بلکه روی صحبتم با ایرانیان عزیزی است که در قلب آمریکا برای ایران دل می سوزانند. برنامه گلن بک یک برنامه پر بیینده در کانال خبری سی ان ان است و نه در یک کانال خیلی دست راستی یا مذهبی آمریکا. با این حال تصویری که از ایران ارايه می دهند آلمان نازی جنگ دوم جهانی است در ورژن اسلامی اش. درحالیکه در چنین جو ضد ایرانی ده ها تلویزیون و رادیو فارسی زبان در آمریکا و هلند در حال فحش دادن هستند، تلویزیون آمریکا مصاحبه جالبی با مسعود بهنود می کند به مناسبت آزادی خرمشهر. لینک مصاحبه را در وبلاگ هودر می توانید ببینید که البته به سبک احساساتی خودش زود به زنده باد و شرم باد ختم شده است در صورتیکه جای شکافتن بیشتری دارد .به هر حال از پر کاری حسین درخشان نمی توان خرده گرفت هرچقدر هم از احساساتی شدنش انتقاد داشته باشیم (همه منتظرند یک کس دیگری برایشان تصمیم بگیرد و از من نظر می خواهند راجع به او) . اگر در آمریکا تشریف داشتید یا برنامه های تلویزیون های لس آنجلس را می دیدید متوجه می شدید که خیلی آدمهای احساساتی تر از حسین از بغل گوششان هم خبر ندارند و یا اصلا نمی خواهند خبر داشته باشند. حالااین نظر من است را جع به قسمتی از این مصاحبه با ارزش که دیدنش را به شدت توصیه می کنم:

همه ما برای اثبات ادعاهایمان واقعیت های تاریخی را به شهادت می گیریم ولی این شهادت گرفتن خودش به شکل خاصی ادا ( آرتیکولیت) می شود مثل شهادت مذهبی، حقوقی، سیاسی،‌عشقی و غیره. شهادت دادن راجع به درد و رنج ناشی از جنگ هم د‌ر گفتمان حقوق بشری به شکل خاصی ادا می شود. اگر دقت کرده باشید مخاطب گفتمان حقوق بشری موجودی است نامریی به نام جامعه جهانی. هرچند همه می دانیم که چیزی به اسم جامعه جهانی وجود ندارد ولی به هر حال صرف مخاطب قرار دادن این موجود خیالی نوعی اعتبار به ادعاهایمان می دهد: مهم این نیست که حق کسی زایل شده، بلکه هدف این است که جامعه جهانی به ضایع شدن این حق صحه بگذارد (نگاه کنید به بند اول بیانیه کنفرانس سن حوزه در پست های قبلی). اما صحه گذاردن جامعه جهانی خودش در خلا اتفاق نمی افته بلکه پیامد معنایی ( و سیاسی) خاصی دارد. مصاحبه گر تلویزیون آمریکا در اینجا تاریخ جنگ ایران و عراق را به شهادت می گیرد تا خود بخود معانی که در پشت این به شهادت گرفتن هستند در ذهن متبادر شوند. این معانی همان تصویری است که امروزه از جامعه ایران در آمریکا رواج دارد و مثالش را در برنامه دیروز گلن بک توضیح دادم. ارزش کار بهنود اینجاست که واقعیت درد و رنج ناشی از جنگ ایران و عراق را تایید می کند بدون اینکه بار عاطفی این بحث باعث شود از بستر گفتمانی این شهادت دادن در برابر جامعه جهانی غافل شود که همان دنبال مقصر گشتن در ایران است و بهانه برای اقدامات بعدی.

قلب استدلال مصاحبه گر تلویزیون آمریکا در اینجاست که حکومت نوپای ایران بعد از آزادی خرمشهر صرفا برای استمرار خودش جنگ را ادامه داد و ملت را به کشتن داد. در نتیجه هنوز هم ملت داخل ایران و کلا مردم جهان اخلاقا وظیفه دارند که رودرروی چنین حکومت جنایتکاری قرار بگیرند.چون حکومت ایران ثابت کرده که حاضر به کشته شدن ملیونها نفر از ملت خودش است چه رسد به دیگر ملتها . و این تلویحا به این معناست که شاید سرنگونی این دولت حتی به بهای چند صد هزار کشته چندان هم با حقوق بشر منافات نداشته باشد ( اسلاوی ژیژک همین استدلال را که در مورد یوگسلاوی سابق بکار رفته به نحو دیگری می شکافد و نقد می کند که قبلا اشاره ای به آن کرده ام ). حالا برداشت بهنود از دلیل ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر خیلی جالب است و بد جوری تقابل بین ملت و دولت را که بسترپنهان این شهادت بظاهر تاریخی را تشکیل می دهد به هم می ریزد: بهنود در رد شهادت تاریخی و حکم اخلاقی مصاحبه گر استدلال می کند که ادامه جنگ بعد از آزادی خرمشهر نه تنها بخاطر بقای حکومت نبود بلکه همان ملتی که انقلاب کردند(که شامل اعضای دولت هم می شود) بخاطر موفقیتشان در سرنگونی شاه امیدوار بودند که جنگ را هم می توانند بسرعت ببرند. این استدلال علاوه بر اینکه از لحاظ تاریخی پذیرفتنی یا حداقل قابل تامل است تقابل دولت و ملت را در بستر گفتمان سیاسی فعلی زیر سوال می برد. ناگفته نماند که این تقابل که در فلسفه سیاسی حکم تقابل مرگ و زندگی را دارد فقط در بحث حقوق بشری بر علیه ایران بکار نمی رود بلکه سالها یا حتی قرن هاست که در علوم انسانی سر درازی دارد . کل مصاحبه را حتما گوش دهید.

10 Responses to “اندر به شهادت گرفتن تاریخ جنگ ایران و عراق برای تقابل ملت و دولت”

  1. من من کله گنده said

    ببین وبلاگ اگه توش احساسات نباشه خواننده‌ش رو از دست میده. برای همین یه ذره چاشنی سانتیمنتال اگه مثل فلفل بهش اضافه بشه عیبی نداره. به شرطی که پشتش فکر و استدلال باشه، نه فقط قرقر کردن و روضه خوندن و سینه زدن به سبک مسیحح علی نژاد. بجز این رواببط قدرت شخصی هم مهمه این وسط و برای درخشان که یه موقعی متهم به وابستگی فکری به بهنود میشد و بعد هم متهم به دشمنی کورکورانه با او، اینکه بخواد نشون بده با بهنود سیاه و سفید برخورد نمیکنه مهمه. درخشان دقیقا با این تیتر و نوشته داره رابطه خودش را با رفقای سابقش آرتیکوله میکنه و نقشه مواضع سیاسی اش رو نشون میده.

  2. مریم said

    ببین همه اینها که گفتی درست . فقط این وسط من تکلیف آدم هایی مثل پدر و مادر خودم را نمی دانم. آنها هم انقلاب کردند. روزی که خرمشهر آزاد شد گریه کردند ولی من با وجود بچگی ام یادم است که در سالهای آتی از ادامه جنگ خوشحال نبودند . اصولا توی این بحث تو من جایگاه آدم هایی مثل آنها را که نه دل با دولت دارند و نه موافق رفتار های عموم هستند نمی فهمم. خوب اینها هم جزو ملت هستند دیگر. پس اینها چی؟

    یا مثل وقتی که بعضی دوستان اصرار دارند بگویند که همه ماها دست آخرش مسلمانیم. من نمی توانم بفهمم ما چطور مسلمان هایی هستیم که نماز نمی خوانیم؟

  3. khashayar said

    من هم از ادامه جنگ اظهار خوشحالی نکردم. من خودم در آبادان بدنیا آمدم و فقط بخاطر جنگ مجبور شدیم خانه و زندگی را رها کنیم و به تهران کوچ کنیم بگذریم که همان خانه محله بریم بعدا موشک خورد. من با جایگاه پدر و مادر تو مشکلی ندارم ولی این جایگاه در خلا زندگی نمی کند بلکه همواره معنایش عوض می شود حتی برای پدر و مادر تو. در حال حاضر و در این نقطه از جهان این جایگاه پدر و مادر تو اینطوری تعریف می شود که در مصاحبه تلویزیون آمریکا می بینی. یک راه دفاع از جایگاه پدر و مادرت همین است که ببینی دیگران چطور این جایگاه را غصب و مصادره به مطلوب کرده اند به اسم پدر و مادر ما.

  4. مریم said

    فعلا که تو مصادره به مطلوبش کرده ای و همه را جمع بستی در ملتی که انقلاب کرد و بعد فکر کرد می تواند جنگ را به سرعت ببرد. این بود جواب مهمی که می خواستی به سوال مهم من بدهی؟ تو این بحث حتی جایگاه خودت را که می گویی از ادامه جنگ خوشحالی نکردی به کل نادیده می گیری. آن وقت منظورت چیه که اینطوری تعریف می شود که در مصاحبه تلویزیون آمریکا می بینی؟ هیچ کدام طرفین این مصاحبه از جانب آنها حرف نزده اند به گمان من.
    من سوالم را با مثال مطرح کردم ولی جواب تو نه با مثال بود و نه جواب بود. ماست مالی بود.

  5. khashayar said

    مثل اینکه متوجه نشدی که بحث راجع به جنگ ایران و عراق در خلا انجام نمی شود. بهنود در جواب به گزارشگری که می خواست استدلال کند که حکومت مردم را گول زد، خیلی هوشمندانه پاسخ داد که حکومت از همان مردمی برآمده بود که انقلاب کرده بودند و امیدوار بودند که به سرعت انقلاب جنگ را هم ببرند. حالا اگر نبردند به این معنی نیست که از همان اول نیت گول زدن و استمرار حکومت را داشتند یا حکومت در تقابل با خواست مردم بود. تو خودت اول کمی حوصله کن ببین که این که پدر و مادر من از جنگ راضی نبودند الان در زمان و مکانی که هستی یعنی چی؟ یعنی باید چه کار کرد؟ یعنی یقه چه کسی را باید گرفت؟ و اینجا چه کسی ادعا می کند که می تواند حق پدر و مادر تو را بگیرد در حالیکه تو بزندگی روزمره ات ادامه می دهی؟ ولطفا عصبی هم نشو.

  6. man said

    hala farz begirim asnad tarikhi neshon bede kehamichin tasmimi baraie edameie jang be manzore estehkam paiehaie dakheili ghodrat va hazf roghaba vojod dashet? inam ie farze dige, bahse toam bar mabnaie iek farze.ki gofte tou dorost migi?

  7. khashayar said

    حتما بقول شما یک اسنادی هست که این رو نشون می دهه. ولی حالا که بهنود به اسناد مخالفش داره استناد می کنه. شما هم می توانی یک اسناد دیگری رو کنی و استدلال مخالف بکنی. مگر کسی جلوی شما را گرفته؟ این گوی و این میدان….

  8. man said

    oon vazifeie man nist aziz, vali tou ke bar midari post minevisi ghablesh jeld 2,3,4 khaterat rafsanjanio bekhon, mosahebeie bazargan dar ketab “60 saal khedmatomoghavemat” bekhon, bahsaie mohsen rezaie dar site baztabe sabegh dar javam rafsanjanio bekhon, tahlile banisadro bekhon, shaiad ie chizi dastgirt shod.

  9. khashayar said

    ممنون از رفرنسهایت ولی متوجه نشدی که من نگفتم باید حتما این استدلال را بپذیرفت بلکه گفتم حدااقل قابل تامل است. حالا شما که اینها را خواندی با بهنود مخالفی یا موافق و چرا؟

  10. [...] بر صدای آمریکا دزموند توتو: محاصره نوار غزه شنیع استاندر به شهادت گرفتن تاریخ برای تقابل ملت و دولت « IronicIrani…محافظه‌کاری سنت قابل احترامی است؛ محافظه‌کار خواندن [...]

Leave a Reply

XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>