IronicIranian

A Journal of Ironies of My Life

لایحه حمایت از خانواده در افق عدالت اجتماعی

Posted by khashayar on August 13, 2008

(مثل اینکه هر چی بحث اجتماعی هست سر ترم باید شروع بشه!) راجع به لایحه دفاع از خانواده دو نفر به پرسش از نفس مخالفت یا موافقت با چنین لایحه ای پرداخته اند که حرفشان در بین بقیه ای که من خوانده ام قابل تامل است و من دوست دارم اینجا هم به آنها لینک دهم و  هم در گفتگوی انتقادی با این دو نظر خودم را باز کنم.

من با این نظر سبیل طلا که مخالفان تصویب این لایحه خودشان هم نمی دانند به چه چیز اعتراض می کنند و منظورشان از حفظ “کیان خانواده” چیست تا حدی موافقم. واقعا تعریف خانواده چیست؟ مساوات در خانواده یعنی چی؟ مگر خانواده را می توان بیرون از نظام اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تعریف کرد؟ گفتمان های حقوقی چه حقوق بشر چه دولتی و چه مذهبی آیا آنقدر کافی و شفاف هستند که ما بتوانیم با استناد به آنها از یک نوع قانون خانواده دفاع کنیم در برابر قوانین دیگر؟  در فراخوان های احساساتی خیلی از اکتیویست ها چنین استناد و استدلالی دیده نمی شود چه رسد به بحث و بررسی نقاط ضعف هر نوع چارچوب حقوقی دفاع از خانواده. از این لحاظ بازهم موافقم که لوایح پیشنهادی مجلس خیلی پویا تر و جالب تر از گفتمان واکنشی برخی اکتیویست ها هستند چون این لوایح مثل آینه ای از تحولات و امکانات اجتماعی (از جمله گفتمان دینی) خبر می دهند . ولی از آنطرف هم معنای زیادی در آرزوی انحلال خانواده نمی بینم مگر در حد یک شعار. چه بخواهیم و چه نخواهیم خانواده در اکثر جوامع فعلی (از جمله ایران، اروپا، آمریکا و کانادا ) در رابطه تنگاتنگ با قانون و حکومت تعریف می شود و حتی اگر روزی جامعه مدرنی مفهوم خانواده را نفی کند  باز هم این نفی فراتر از بستر های اجتماعی نخواهد رفت. درست همانطور که رابطه دولت سکولار با مذهب چه در اروپا و چه در آمریکا صرفا به معنای آزادی کامل مذاهب نیست بلکه بمعنای باز تولید مفهوم مذهب در دو حیطه خصوصی و عمومی هست. بعلاوه از دید شخصی من،  بین پروژه آزادسازی امیال و انحلال مفهوم خانواده  همسویی زیادی وجود دارد  که نگاه انتقادی خودش را می طلبد. مثال دیگر اینکه دعوای همجنسگرایان در آمریکا نه بر سر انحلال خانواده بلکه برای برسمیت شناختن حق آنها در همین نظام خانوادگی است. (کلاس خانواده و حکومت این ترم را قبلا لینک داده ام). پس مفهوم خانواده هنوز ظرفیتهای مستحکم و مختلفی دارد.

هزار دستان چمن سوال مهمی می پرسد که مخالفت با تصویب این لایحه قرار است به چه کسی کمک کند؟ به همسر اول؟ به همه زنان؟ و چطور می توان از پس هدف کمک به همه زنان بر آمد بدون در نظر گرفتن نابرابری های اقتصادی که زنان را علی رغم میلشان به چنین ازدواج هایی وادار می کند؟  من موافقم که یک عامل عمده رواج پدیده چند همسری در ایران اختلاف طبقاتی شدیدی است که به بعضی مردان ایرانی متمول امکان چند همسری را می دهد در حالیکه خیلی از زنان( و  همینطور  مردان) قادر به ازدواج تک همسری نیستند.  با افزایش دستمزد و مزایای زنان و دیگر حمایت های اجتماعی هم هیچ مشکلی ندارم. ولی این دید یک محدودیت عمده دارد و آن اینکه یک پروژه آرمانشهری (در اینمورد سوسیالیسم اقتصادی) را بصورت بسیار انتزاعی به تنها افق اخلاقی ممکن تبدیل می کند. مثال ساده اش این است که ما فقیر زیاد داریم ولی همه فقرا به دزدی یا تنفروشی روی نمی آورند. در صورتیکه از دید آرمانشهری مارکسیستی برخی معتقند این عده دچار آگاهی کاذب هستند و بالعکس باید از هرگونه ظرفیت های موجود برای بهبود زندگی خود  استفاده کنند. تعمیم این دید باعث می شود که چارچوب های اخلاقی که علی رغم و در بطن روابط نابرابر اجتماعی و اقتصادی معانی جدید به زندگی می بخشند را نادیده بگیریم. مثال عینی اش در زمینه تخصصی خودم  (انسانشناسی پزشکی ) قضیه خرید و فروش کلیه است. عملا هیچ کس دوست ندارد کلیه اش را  علی رغم خطرات پزشکی فراوان به مبالغ ناچیز بفروشد ولی عده زیادی بجای انتخاب هزار راه پولساز دیگر این راه را انتخاب می کنند. برخی (نه همه) اهداکنندگان کلیه اینکار را بسیار “زیباتر” ، “بشردوستانه تر” یا ” اخلاقی تر” از دیگر روش های ممکن ارتزاق توصیف می کنند. آیا اخلاقیات این عده صرفا معلول ناتوانی اقتصادی شان هست و به این دلیل نباید جدی گرفته شود؟  کسانیکه (از جمله خودم) ایده مساوات اقتصادی را به عنوان تنها افق اخلاقی ممکن ( و شاید هم غیر ممکن) نمی بینند، برخورد متفاوتی با پدیده خرید و فروش کلیه دارند و مثلا خواستار دخالت دولت و قانون برای عادلانه تر کردن این تبادل هستند و نه برای ممنوع کردنش به امید تحقق مساوات آرمانی.

حالا اگر برگردیم به مثال لایحه خانواده،  موافقم که مسلما نابرابری های اقتصادی جامعه با این یک لایحه حل نخواهد شد و در صورت تصویب یا عدم تصویب آن باز هم مردان متولی وجود خواهند داشت که اشکال دیگری از چند همسری را ترجیح دهند (همانطور که در همه جای دنیا از جمله آمریکا هر روز اتفاق می افتد و آخرینش هم قضیه جان ادواردز در هفته گذشته بود).  ولی از طریق لوایح جدید شاید بتوان این تبادل (چند همسری، خرید و فروش کلیه و دیگر تبادلات اجتماعی) را به  شکل عادلانه تری و  فراتر از بعد  اقتصادی فعلی اش باز تعریف کرد. اینکه این شکل متفاوت و عادلانه تر چیست و  چطور می توان آنرا در گفتمان حقوقی فعلی ایران پیاده کرد احتیاج به کار تحقیقی  و تحلیلی جدی دارد و چه بهتر که خود زنان در اینراه پیشرو شوند.

Leave a Reply

XHTML: You can use these tags: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>